پارت صد و چهارم :

داشت و صدای همهمه‌‌ی پشت خط باعث شد‌سرش تیر بکشد. یاسین چه قدر کینه داشت؟ پشت میله‌های زندان هم هنوز داشت به کشتن آدم‌ها ادامه می‌داد. کینه تا کجا می‌تواند ریشه‌دار شود که همه‌ی زندگی آدم را سیاه کند؟
پوفی کشید و صدای آشنایی در گوشش پیچید:
- جناب جهانشاهی یحیازادم، باید خبری رو بهتون بدم که ممکنه براتون شوکه کننده باشه اما برای اینکه شما هنوز هم مهره‌ی اصلی یاسین عادل هستید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    1

    یعنی کی میتونه باشه؟...باز تو خماری گذاشتیمون و رفتی؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    الان پارت میذارم😂😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    1

    فکرکنم تهام باشه چون سهرابی گفته بود زیرنظرش بگیرن

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پارت بعدی جواب سوالت رو میده

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    کی دندون پزشک بود؟مامیشناسیمش؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نه نمیشناسینش پارت بعدی که امروز میذارم مشخص میشه ولی اسپویلش اینه که مربوط به یه مقتولی شبیه علیرضاس

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    یعنی قاتل اصلی یه زنه،این پیام انگار از طرف یاسین بود،از زندان چطور پیام می فرسته؟ یحیازاده گفته بود داروسازه یا سردرمیاره اما به پسرعمو یاسین مشکوک بودن این دندانپزشک تا حالا تو رمان بوده اصلا ؟ 🤔🤔🤔

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نه زن نیست مگه جایی اشاره ای بوده که حس کردی زنه! ممکنه پیامش چیزی باشه که هرکسی که باهاش همدست بوده اون پیام رو درک میکرده و حرف خودشم بوده🙈

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    اونجا که گفتین قبل اینکه آسانسور بسته بشه چشمش به زنی افتاد که خوب میشناختش

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    به نظرت کیه؟🙈

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    چقدر بهنودو زجر دادن که دیگه هیچ مقاومتی نمی کنه فقط منتظره بکشنش وتمام بشه 😔😭🙏

    ۱ سال پیش
  • راز

    0

    این دیگه کیه که انگار دکتر دندونپزشکه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    یه نکته یحیازاده گفته بود کسی‌ که فرق دوز کشنده یه محلول رو با عوارض دار میدونه یعنی یا داروسازی خونده یا ازش سر درمیاره…اینم یه راهنمایی کوچیک

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    خیلی دوست دارم بدونم رمان بعدی چه ژانری هست؟ واقعا احساس عجیبیه بعد این همه مدت این رمان داره به پارتای آخرش میرسه و باید دید نویسنده عزیزمون چه سرنوشتی براشون رقم میزنه👀

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    رمان بعدی عاشقانه غلیظی داره به تراژدی که یکم منحصر به فردش میکنه و رمان از دید اول و پسر داستانه..قراره جناب نیکداد کاشفی تشریف بیارن تا قصه جدید رو شروع کنند هوده هم تا جمعه تموم میشه❤️ قراره هر روز پارت بذارم براتون🥰

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    خسته نباشی گلم عالی بود🥰🦋 اولش فکر کردم باز رفتن سراغ یکی از رفیقای هاتف بهنود رو اینجا نمیکشه👀 داشتم پارت قبلی رو دوباره میخوندم که دیدم یهو الان پارت گذاشتی🥺🤧

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزمم ممنون که همراهی❤️❤️ بهنود قرار نیست نباشه تا اخر هست🙈

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    این کیه که اومده سراغ بهنود همدست یاسین که بدون خواست اون اومده و دزده زیر قول و قراراشون یه زنه؟ دندون پزشک؟ چنین شخصی بوده داخل رمان یا من یادم نیست؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ابن ادم و ماجراش مشخص میشن فقط بگم قاتل اعداد یه همدست نداشته…همونجا که یاسین گفت هوده یعنی عقده های سرکوب شده و حرفای نشنیده شده…

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️